ღ♥ღ•**•FrEe HeArTs•**•.ღ♥ღ
ღ♥ღ•**•.ღ♥ღتقدیم به کسی که نمیدانم در خاطرش میمانم یا برایش خاطره میشوم...ღ♥ღ•**•.ღ♥ღ
40 روزه.... رفته و ازش یه دل خاطره مونده.... روح مهربونو پاکش 40 روزه دیگه آرامش گرفته... یاد گرفتم به احترام روح آروم اون آروم بمونم... واسه روح پاک تک آبجیم دعا کنید... گذشت زمونی که دلم واسه دلت یدونه بود آره همه عوض میشن..اینا همش خاطره موند.... تو منو به اون فروختی به بهای خورده شیشه.. یادته بهت میگفتم:این شیشه جای تو میشه؟؟؟ خیلی سخته که ببینی عشقت تو آغوشی دیگه ست رنگ رویاهات سیاهه..تو چشات خونه و غصه ست.... چند روزه بدجور هواتو دادی تو دل کبود.. شده اون روزا که جزخدا دیگه هیشکی نبود.... شیطان عاشق خدا بود … می خواست تنها عاشقش باشد … فریاد زد … خدا نفهمید ! . . . خدا بزرگ بود … می خواست عاشقی کند … آدم را آفرید! . . . سالها پیش آدم خدا را از یاد برد … آدم عاشق شیطان شد ! این وسط خدا تنها ماند … به همین سادگی رام بودم . ساکت بودم . شاد بودم . تنها بودم . تو امدي . شاد بودي . شلوغ بودي .وسوسه بودي . تنها بودي . کنارم ماندي . جذاب شدي . غمگين شدي . مرا خواندي . عاشق شدي . مهربان شدي . دلسوز و پر هيجان و ارام در دلم جا گرفتي . غمگين شدم . حساس و مهربان . جرقه شدم . عاشق شدم . سنگدل شدي . بي احساس و بي تفاوت .................. تو رفتي . تنها شدم . غمگين و افسرده. بهت زده و گيج و با تمام وجود فريادت کردم . اما باز تو رفتي . محزون شدم دلگير. افسرده و عصبي . تو را خواندم اما تو رفته بودي . فريادت کردم .نبودي . گريه کردم .....هيچ ..... متنفر شدم
تاريخچهي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي
نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانهي کودکان فلک بخت
مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقهي همزاد انداخت تا نکتي
بس ارزشمند از ورقهي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده
شد. البته اين تقلب با روشهاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفندهاي
کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به
بالاي ورقهي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود. زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب
که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلبهاي رايج تقلبات سر
امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ
زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را ميشود نام برد. حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان ميرسانيم:
روش هاي نوشتاري: ۱- نوشتن
روي کف پا، پس کله، پشت گوش و… ۲- نوشتن
روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و… ۳- نوشتن
روي دستمال دماغي، پاکت نامه و… ۴- نوشتن
و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخهاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچهي آئورت و … روش هاي با کلاسي: ۱- استفاده
از ماشين حسابهاي مهندسي ۲- استفاده
از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس روش هاي جوادي: ۱- خر
نمودن يک فقره بچه خرخون ۲- خم
کردن سر به روي ورقهي طرف به صورت تابلو. ۳- روش
بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک
شدن به شما را نکند. ۴- روش
شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و
بعد با خيال بهورم نمیش توجه: اگر در اين امر تبحر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد
چقدر جاش خالیه..سابقه نداشت بدون هم بیخبر جایی بریم...اما امروز..همه با هم داریم میریم پیش اون... سر خاکش....یه جا بدون اون...جایی که خبر از خنده ها و شوخی کردناش نیس.... واسه آخرین بار هم با جون خودش و آرزوهاش بازی کرد... صمیمانه از همه دوستان و کسایی که خودشون عزادار بودن یا تو این غم خودشونو شریک کردن ممنونم... روح پاکش شاد.... باورت شد؟؟؟ او رفت.... رفت او از این شهر رفته جایی دیگر رفته او آن بالا پیش چشم باران رفته تا گل چیند باورت شد؟؟؟او رفت.... پیراهن برفیش مانده بر گوشه ی تخت دسته ای گل در دست دست دیگر تیغ است آرزو ماند بر دل شاخه ای بنچیند او آرام خفته است خفته در بستر خاک مانده از او بر دل نقش یک عاشق پاک تصمیم عهده ی او زندگی اجبار بود آنچه تنها میخواست عشق بود و عشق بود کودکیم با او بود رفته و من تنها آخرش من ماندم با سکوت شبها آرزو میمیرد پیش چشمانی سرد چشمهایی که گاه میکشد ره بر درد شاخه ای خشکیده روی خاکی سرد ماند دخترک 17 سال نغمه ای از غم خواند.... نیلوفر قشنگم.... یدونه آبجی روی زمینم... توکه پاکی پس چرا واسه روحت دعا کنم؟؟؟؟ عاشقانه دوست دارم نیلو... قول بده به خوابم بیای.........
مربع، مستطيل،
مثلث، دايره و منحنى خيلى سريع و
بدون اينكه زياد به مغزتان فشار بياوريد شكلى را انتخاب كنيد كه بيشتر از همه مى
پسنديد. در حقيقت يك تست روانشناسى پيش روى شما قرار دارد كه با توجه به
انتخابتان بسرعت نشان مى دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستيد و در چه
مشاغلی احتمال موفقیتتان بیشتر است!
مربع
افرادى كه شكل مربع
را انتخاب مى كنند كسانى هستند كه در يك محيط پايدار بيشترين احساس
آرامش را دارند و مسير كارهايشان كاملاً واضح است. چنين اشخاصى
محافظه كارند و دوست دارند همه چيز مرتب و منظم باشد. وظيفه شناس هستند
و اگر كارى را به آنها محول كنيد آنقدر روى آن وقت مى گذارند تا تمام شود، حتى
اگر كارى تكرارى و طاقت فرسا باشد و مجبور شدند به تنهايى آن
را انجام دهند.
مستطيل
اصولگرايى مشخصه
بارز اين افراد است. آنها نيز نظم و ترتيب را دوست دارند ولى آن را بيشتر
از طريق سازماندهى هاى دقيق اجرا مى كنند. اين امر سبب مىشود
كه راههاى مناسبى را انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسى
كنند. اگر وظيفه اى را به اين اشخاص محول كنيد ابتدا آن را به خوبى سازماندهى مى
كنند تا اطمینان یابند که به طور اصولی اجرا خواهد شد.
مثلث
اشخاصى كه شكل مثلث
را انتخاب مى كنند هدف گرا هستند. آنها از برنامه
ريزى قبل از انجام كارها لذت مى برند و به طرح موضوعات و برنامه هاى
بزرگ و بلند مدت تمايل نشان مى دهند، اما ممكن است جزئيات را فراموش
كنند. اگر كارى را بر عهده آنها بگذاريد هدفى را براى آن تعيين و سپس با برنامه
ريزى کار را آغاز می کنند.
دايره
چنين افرادى
اجتماعى و خوش صحبت هستند، هيچ لحن خشنى ندارند و امور را به وسيله
صحبت كردن درباره آنها تحت كنترل خود در مى آورند. ارتباطات اولين اولويت آنها در
زندگى است. مطمئن باشيد كه اگر وظيفه اى به آنها محول شود آنقدر درباره آن
صحبت مى كنند تا هماهنگى لازم ايجاد شود.
منحنى
خلاقيت در اين قبيل
افراد موج میزند و اغلب اوقات كارهاى جديد و متفاوت را ارائه مى
دهند. نظم و ترتيب برايشان كسالت آور است و اگر تكليف را
براى آنها در نظر بگيريد ايده هاى خوب و
مشخصى را براى آنها ابداع می کنند. 


![]()




يه توپ دارم قلقليه
سرخ و سفيد و آبيه
مي زنم زمين، هوا مي ره
نمي دوني تا کجا مي ره
من اين توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عيدي داد
يه توپ قلقلي داد
يه توپ دارم قلقليه :
از آنجا که همه ي توپها قلقلي هستند؛ اين مصرع نشان حماقت شاعر است. يا بيانگر اين موضوع است که شاعر توپ هاي مثلثي و مربعي و لوزي هم داشته ولي حالا فقط مي خواهد در مورد آن توپش که قلقلي است، صحبت کند. در هر صورت مي توان اين فرضيه را هم در نظر گرفت که شاعر مي خواسته در لفافه و با استفاده از آرايه هاي ادبي نظير تشبيه و استعاره، به گردي زمين که مرحوم گاليور (!) آن را به اثبات رساند، تاکيد کند.
سرخ و سفيد و آبيه:
اين سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان دهنده ي فرانسوي بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا مي داند!
مي زنم زمين هوا مي ره/ نمي دوني تا کجا مي ره:
اين مصراع گوياي مکان سروده شدن شعر است. جايي بيرون از جو زمين. چون اين مصراع بحث جاذبه ي زمين را نقض مي کند و در ادامه به لايتناهي بودن دنيا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هيچ ربطي ندارد.
من اين توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاري و پلي استيشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداري و بدبختي بنشيند و درس بخواند و مشق هايش را خوب بنويسد. براي مثال اکثر فوتباليست ها که هميشه با توپ سر و کار دارند، وضعيت درسي مساعدي ندارند.
بابام بهم عيدي داد / يه توپ قلقلي داد:
اين مصراع هيچ تفسير خاصي ندارد! جز اينکه شاعر از آرايه ي خالی بندی استفاده کرده است.







| Design By : Night Melody |


